می خواست یک بچه بیاره یک بچه که بزرگ کنه پرورش بده با خودش گفت بزرگش میکنم دکترش میکنم بره سر زندگیش بعد با تمام رفاه دعام کنه دورم بگرده وهر دوشاد باشیم
ولی بعد از ۲۰ سال وخورده ای فرشته ها نفرینش کردن بهشت که جای خودش رو داره شاید جهنم رو هم خریده باشه؟ واون بچه رو پس داد بهمین راحتی دیگه طاقت نداشت گفت نمی تونم از پسش بر نمیام
فکرنکنید
ذات بچه خراب بود نه؟ تربیت خودش اشتباه بود وهر وقت که کم می اورد به خودشو او بچه وپدر مادر بچه لعنت میفرستاد بدون این بدون اینکه بدونه داره ذره ذره اون بچه رو خرد میکنه تفالش میکنه وقتی اون بچه بدوبیراه هارو میشنید انقدر احساس تنهایی میکرد که پناه میبرد به یک اتاق کوچک وتاریک من همیشه از خودم می پرسیدم چرا اتاقش انقدر تاریکه با این که ۱۵ سال دوستش بودم هیچ وقت نفهمیدم چرا ؟ نفهمیدم چرا اون مشتاق به یاد گیری نیست نه از موسقی لذت میبره نه از نقاشی فقط به فکر فراره نفهمیدم؟
ولی این بار بعد از مدتها
تقریبا از وقتی فهمیدیم مریم رو داریم
اون مسافرت نرفته بود تا این مدت که یک مسافرت تنهای رفت کیش
تازه خارج هم نرفت به مدت فقط سه روز
حالا فهمیدم چرا دوستم انقدر براش سخت بود
مریم تو این مدت خیلی بیتابی میکرد انقدر که دیگه توان نداشتم
به کارهای دیگم برسم غذا نمی خورد وحتی شادی کم میکرد
با هر چیز کوچکی میزد زیر گریه
فقط خدا هیچ بچه ای رو بی پدر ومادر نکنه
من شاید بدون تو از پس کارهام بر بیام وخوش باشم ولی مریم بی تو طاقتم وطاق میکنه؟
شعر مریم
یک به به ای دارم سفیده
میزارم زمین راه میره من به به ای نداشتم
مشقام و خوب نوشتم بابا ۰بهمن به به ای داد
یک به به ای سفید داد
شبها که ما می خوابیم اقا بلیسه بیداره ما
ما خواب خوش می بینیم او به بهای بیدا میکنه؟
مریم.مامان داره کجا میره
داره میره به بچه هاش شیر بده
مریم.مامان نگاه کن میو میو
مامان داره کجا میره
مریم داره میره ژیش مامانش شیر بخوره؟
منم بغلش کردم وگفتم مامان باد ترس نداره تازه خدای بزرگ دختر من رو خیلی دوست داره همون خدایی که وقتی مریم کوچلو بود به مامان شیر داد تا به مریم بده
ومریم تا حالا شیر بخوره
مریم خدای بزرگ خیلی دوستت داره مریم بعد از دوساعت مامان من خدای بزرگ رو دوست ندارم من مامان بزرگ رو دوست دارم
دوروز بعد درماشین مریم مامان به من شیر بده مامان شیر ندارم بعدا بابا بخره بزاره تو سینه ی مامان
مامان بده مریم؟ مریم کمی مکث کردوبعد با قیافه ای حق بجانب مامان خدای بزرگ به تو شیر داده تا بدی به مریم
شیر شیر......................